۸۸۸۴۰۰۵۶-۷
info@vidafallah.com

باجناق توانمند

۲ دی ۱۳۹۵

باجناق توانمند

/
نوشته شده توسط
/
دیدگاه0
/
دسته بندی ها

در مهمانی‌ای بودم که بحث میان دو نفر بالا گرفت. بحث میان دو باجناق بود و یکی از دو باجناق سعی داشت با بالا بردن صدا و لحن تحقیرآمیزش ثابت کند که باجناق دیگر کار بدی کرده است. از جایی که توجه همه از جمله من به موضوع جلب شد، متوجه شدم که بحث بر سر محبوبیت باجناق دوم در خانواده همسرش بوده و تفاوتی که خانواده همسران این دو باجناق میان این دو قائل می شدند و فرض باجناق اول این بود که باجناق دوم خودشیرین و دورو است.

از این قسمت به بعد ماجرا مرا به فکر فرو برد. عکس العمل باجناق دوم در مقابل اتهامات باجناق اول بسیار غیرمنتظره بود. باشناخت دورادوری که از او داشتم می‌دانستم که شخصیت دورویی ندارد و می تواند به راحتی خودش را جلوی جمع توجیه کند(که البته در جمع صمیمی خانوادگی شان خیلی هم نیازی به این کار نداشت) و یا پاسخ دندان شکنی به حرفهای درشتی که به سمتش نشانه گرفته شده بود بدهد. ولی او این کار را نکرد.
بعد از اینکه حرفهای باجناق اولی را تمام و کمال گوش داد و باجناق اول، عصبانی از نگرفتن عکس العمل، او را تحریک به پاسخ دادن می کرد، او لبخندی زد، نه لبخندی توام با حرص، عصبانیت یا تحقیر، بلکه لبخندی سرشار از همدلی و درک متقابل.
من به عنوان نفر سوم (و می دانم اکثر افراد حاضر در مهمانی) بسیار جا خوردم. او دستی به بازوی باجناقش زد و گفت، «پس بذار الان هم خودشیرینی کنم و بگم که تو رو مثل برادر کوچیکم دوست دارم، چون با همه حرفایی که زدی، هنوز احساسم نسبت بهت تغییر نکرده و می فهمم ناراحتی. این رو نمی گم که حرفت رو تایید کرده باشم. می دونم مسائل دست به دست هم می ده و آدم رو به جایی می رسونه که به یه نتیجه گیری برسه. و شاید منم رفتارهام همچین نمود بیرونی داشته که اگر اینطور بوده واقعا متاسفم… اصلا دوست ندارم رابطه ما و خانواده هامون خراب بشه. تو ببخش اگر جایی من اینطوری که گفتی رفتار کردم. بدون نیت من به هیچ وجه این نبوده.…»

باجناق اولی که اصلا انتظار این عکس العمل رو نداشت، از شرمندگی و خجالت برافروخته شده بود. افراد خانواده هم البته در این حین وارد ماجرا شدند و ماجرا ختم به خیر شد. اما حداقل در ذهن من اتفاق تازه ای افتاد. من دو واکنش مختلف که یکی در ذهنم انتظارش رو داشتم (که واکنش عصبانی و توجیه کننده باجناق دوم بود) و یکی که انتظار نداشتم ولی دیدم رو مقایسه می کردم و می دیدم هرکدوم از کجا و چه ذهنی می تونست برخاسته شده باشه. واکنش این باجناق از یک ذهن توانمند، آسیب ناپذیر و در عین حال بسیار اثرگذار بیرون اومده بود. او تحسین همه رو در مهمانی نصیب خودش کرد. در عین اینکه نگذاشت رابطه ای که در شُرُف از هم پاشیدن بود آسیبی ببیند. او خودش را در جمع آدمی قدرتمند، مهربان و با روحی زیبا تعریف کرد و محبوب‌تر از قبل شد، نه صرفا در نگاه خانواده همسرش، بلکه فکر کنم در نگاه همه از جمله باجناقش.

این توانمندی ذهن است، داشتن توان انتخاب فکر شده رفتارها، عکس العمل ها، نشکستن و آسیب ندیدن در مقابل تحقیرها، عصبانیت ها، توهین ها و اتهامات دیگران و کوچک نشدن در موقعیت ها، بلکه بزرگتر شدن بدون تحقیر و کوچک کردن اطرافیان.

من همیشه در کلاسهایم می گویم، زندگی مثل بازی وسطی است، توپ هایی دائم به سمت شما پرت می‌شود. شما می توانید ضربه بخورید و بسوزید، می توانید جاخالی بدهید و نسوزید، ولی در عین حال می توانید یک گل بگیرید و بازی را به نفع خودتان تمام کنید. این هنر شماست که یک موقعیت را از یک تهدید یا بحران به یک فرصت تبدیل کنید.

* شما چقدر از این هنر بهره‌مندید؟

* چقدر در جهت کسب این هنر تلاش می‌کنید؟
زندگی خوب ساختنی است نه داشتنی. آن را آگاهانه بسازیم.

ویدا فلاح

0 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 5 (0 رای, میانگین: 0٫00 از 5)
برای امتیاز دهی ابتدا وارد شوید
Loading...Loading...

ارسال پاسخ