۸۸۸۴۰۰۵۶-۷
info@vidafallah.com

چگونه وابستگی ها ما را محدود می‌کنند؟

وابستگی, محدودیت, دلبستگی
۵ دی ۱۳۹۵

چگونه وابستگی ها ما را محدود می‌کنند؟

/
نوشته شده توسط
/
دیدگاه0
/
کلمات کلیدی
/
دسته بندی ها

درد و رنج ما، به اشکال مختلف ظاهر می شود. چرا که وابستگی های ما به منابع خارج از وجودمان دامنه نامحدودی دارند. برای آزاد شدن باید در برابر همه وابستگی های درونی و بیرونی به پا خیزیم. اما تا زمانی که نفهمیم که چرا وابسته ایم، این مقصود امکان پذیر نخواهد بود. در اینجا به هفت مورد از عمده ترین انواع وابستگی ها و دلایلی که این وابستگی ها منجر به انواع گرفتاریها می شوند اشاره می کنیم:

۱. وابستگی به اشیا و اموال.

در دنیای مدرن، غالب مردم هویت و میزان موفقیت و شکست خود را با توجه به کم و کیف اشیایی که بدست می آورند توصیف می کنند. بی شک، زمانی که معیار ما برای ارزشمندی و موفقیت به اموالمان وابسته باشد، هرگاه اموال کافی نداشته باشیم یا مال مان را از دست بدهیم، آسیب پذیر می شویم و در معرض درد و رنج و ناامیدی و یاس قرار می گیریم.

در چنین شرایطی، هرگاه از مال و دارایی قابل توجهی برخوردار نباشیم در ذهن مان می گوییم:‌«من فردی بی صلاحیت و بی ارزشم.» این طرز فکر باعث می شود به تکاپوی دائمی برای مال اندوزی ادامه دهیم. باید دانست که هر اندازه بیشتر ارزش و انسانیت خود را به چیزهایی خارج از وجودمان نسبت دهیم، بیشتر به آن چیزها اقتدار می بخشیم و بیشتر برده و بنده آنها می شویم. و در نهایت آنچه دستگیرمان می شود، پریشانی و یاس و ناامیدی است.

۲. وابستگی به افراد دیگر.

این یکی از دشوارترین وابستگی ها به شمار می رود و تا زمانی که شیوه از هم گسستن آن را نیاموخته اید، با رنج و تشویش و ناکامی روبه رو خواهید شد. اشتباه نشود، در اینجا منظور عشق ورزیدن به دیگران یا ارزشمند شمردن حضور آنها در زندگی شما نیست. منظور این است که در صورت عمل نکردن دیگران بر طبق میل و سلیقه شما، خود را فردی بازنده، بی ارزش و ناتوان حس کنید. اگر چنین حسی دارید، به این دلیل است که شما به احساسات و رفتار این افراد سخت وابسته اید و با این وابستگی، به آنها اقتدار می بخشید تا موجودیت و هستی شما را تحت کنترل بگیرند. 

روابط انسانی در پرتو عدم وابستگی شادتر و صمیمانه تر هستند. این بدان معناست که ما باید آنقدر دیگران را مشمول عشق و محبت کنیم که بتوانند در کمال آزادی تصمیم هایی بگیرند که به طور کامل با میل و سلیقه و نقطه نظرهای ما مغایر باشد. 

۳. وابستگی به گذشته.

آموختن عدم دلبستگی به گذشته و سنت هایی که ممکن است بخش مهمی از زندگی شما به شمار آید، یکی از شیوه های غلبه بر درد و رنجهایی است که در جهان ما شایع و متداول است. به افرادی که امروزه در سراسر سیاره سرگرم جنگ و ستیز هستند بنگرید تا شاهد مصیبت، بدبختی و مرگ و نابودی آنها با عنوان سنت باشید. سنت ها بیشتر نتیجه میراث گذشتگان است و از تعصب های نژادی، ملی، مذهبی، و سیاسی مایه گرفته که از کودکی در روح ما نقش می بندد و به ما می آموزد که می بایستی به آنچه اجدادمان اعتقاد داشته اند ما هم معتقد باشیم.

این استدلال نادرست درد و مصیبت را در زندگی ما و دشمنان از پیش تعیین شده ما پایدار می کند. صفحه های تاریخ بشر مملو از جنگ ها و ستیزه جویی های نژادی است که در اثر تلقین های سویی ذهن متعصب را مسموم کرده، به وجود آمده است. در حقیقت در این گونه فرهنگ ها، ذهن افراد متعلق به خودشان نیست و زندگی شان تنها در جسم شان محدود می شود. آنان برای پایداری سنتهایی که خصومت و کینه توزی نسل های آینده را تضمین می کند از جانشان مایه می گذارند. هرگاه بکوشیم از روی تعصب اعتقادهای معنوی خویش را به دیگران تحمیل کنیم، ما نیز به خیل عظیم افراد وابسته به گذشته پیوسته ایم.

۴. وابستگی به جسم.

اگر معتقد باشید که وجودتان به این جسم محدود می شود و هرجا که این جسم برود شما نیز میروید، یک زندگی سرشار از ترس و ناراحتی را برای خود تدارک دیده اید. اگر به وضعیت جسمانی خود وابسته بوده و به شدت مایل باشید همینگونه که هستید باقی بمانید، چین و چروک صورت، ریزش مو، ضعف بینایی و تمام علایم تغییرات جسمی – که با بالا رفتن سن شاهد آن خواهید بود- درد و رنج فراوانی را به شما تحمیل خواهند کرد. در حقیقت وابستگی به جسم ممکن است منجر به یک زندگی خموده و بی حال و سرشار از هراس شده و مانع از آن شود که در مسیر زندگی راستین خود قرار بگیرید و سرنوشت خود را بجویید. 

وابستگی به جسم به عنوان وسیله ای برای خشنودی و رضایت خاطر در زندگی، فکر و ذکر را به ظاهر و قیافه مشغول می دارد و آدمی را از درک این نکته غافل می کند که او به طور موقت جسمش را اشغال کرده است. عدم وابستگی به جسم به این معنا نیست که نسبت به تکامل جسم خویش بی توجه باشید. به عکس شما را به مراقبت بهتر از قالبی در روحتان در آن جای گرفته دعوت می کند. دریافته ام که از وقتی به ظاهر خود کمتر وابسته هستم با حفظ وزن مناسب، ورزش، استراحت کافی و به موقع و پرهیز از خوردن غذاهای کم قوت، از جسم خویش بیشتر مراقبت کرده ام. اکنون از این توانایی برخوردارم که به طور موقت از قالب جسمانی خود خارج شوم و تاثیر گذشت زمان را بر روی جسم خویش شاهد باشم، بدون اینکه حس کنم که هستی ام، وجودم در حال فروپاشی و نابودی است. از آنجایی که چندان به این جسم وابسته نیستم، از ناتوانی های جسمی هم هراسی ندارم. این عدم وابستگی باعث می شود که با جسمم مسایل کمتر و کمتری داشته باشم. بنابراین من از جسم خویش و تکامل آن تجلیل به عمل می آورم. وجود مادی خویش را دوست دارم و به آن ارج می نهم. در عین حال هویت و ماهیت من به آن وابسته نیست. 

۵. وابستگی به نقطه نظرهای خود (خود را صاحب حق دانستن).

این هم یکی از دلبستگی هایی است که خلاص شدن از چنگ آن ساده نیست. «محق بودن خود» را می توان یکی از امراض دنیای مدرن تلقی کرد. 

وابستگی به باورهای خویش و سماجت برای اینکه حق به جانب ماست، ناراحتی های فراوانی را سبب می شود. و ابزاری بی فایده و غیرموثر برای ارتباط با دیگران به شمار می آید. مردم دوست ندارند به آنها گفته شود چگونه باید بیاندیشند و یا در صورت مخالفت با عقاید شما، نقطه نظرهایشان مردود شمرده شود. چنانچه آنان با چنین وضعیتی روبه رو شوند، به طور غیرارادی شما را از قلمروی هوشیاری شان اخراج کرده و ذهن شان را در برابر نقطه نظرهایتان مسدود می کنند. اگر به خاطر عدم توانایی در گوش کردن به نقطه نظرهای مردم از سطح هوشیاری آنان رانده شده اید، تردید نداشته باشید که سخت به نقطه نظرهای خود چسبیده اید و هرکس را که با عقاید شما مخالفت می کند خطاکار می شمرید. وابستگی هایی از این دست به طور قطع حفظ و بقای روابط محبت آمیز را ناممکن می سازد، چرا که حد و مرزها پیوسته گسترده تر می وشد و بین افراد فاصله و جدایی بیشتری به وجود می آید.

۶. وابستگی به پول.

توصیه نمی کنم که نسبت به پول بی میل باشید. سخت معتقدم که برخورداری از پول در زندگی یک امتیاز و مزیت عمده به شما می آید. در عین حال بر این باورم که پول باید در زندگی اسان مسیر سالم و جریان درستی پیدا کند. به بیان دیگر، پول خوب و نیکوست و کار کردن برای کسب پول بخشی از زندگی انسان است. با این وجود، نگذارید پول سلطان و حاکم وجودتان شود و به عنوان عامل کنترل کننده در زندگیتان نقشی به عهده داشته باشد.

عدم وابستگی به تحصیل پول، مسئله دشواری محسوب می شود. افرادی که می توانند به کار خود علاقه و اشتیاق نشان دهند و بر این گونه زیستن تاکید دارند، پولی که نیازمندش هستند را به زندگی خویش می کشانند. این کسان پول را به گردش می اندازند و آن را در خدمت دیگران به کار می گیرند.

عدم وابستگی به پول بدین معناست که ذهن را به آنچه دوست دارید، و آنچه معنا و منظوری در آن جستجو می کنید معطوف کنید. عدم وابستگی به پول، چشم گشودن به این واقعیت است که هویت شما با سپرده های بانگی شما توصیف نمی شود. اما اگر حس می کنید که برای شاد بودن و موفق زیستن محتاج پول هستید،  یقین بدانید که به پول وابسته اید. 

۷. وابستگی به بُردن.

مادام که ما عاجزانه خواستار بردن باشیم و به آن بچسبیم، دچار یک کشمکش درونی تحمل ناپذیر می شویم. البته من مخالف برد نیستم و به اندازه معتدلی مایلم به ویژه در مسابقه های ورزشی برنده شوم. در عین حال، به اعتقاد من توانایی انسان در دفع کشش و جاذبه برنده شدن و نیاز به پیروز شدن نشان می دهد که او تا چه اندازه به حس بصیرت و هشیاری برتر خود متکی است. وابستگی به بردن به تدریج به وسواس تبدیل می شود و چنانچه پیروز نشویم ما را دچار فشار روحی و کشمکش و اضطراب می کند. واکنش ما به هنگام باخت، بزرگترین ارزیابی شخصیت ما محسوب می شود.

برد و باخت نوعی داوری است. هرگاه این نوع داوری دامنگیرمان شود و به زندگیمان رخنه کند، برد و باخت که معلول نیروهای بیرون از خود ماست، عنان افکار و احساسات ما را در دست می گیرد. در صورت تمایل در قلمرو ورزش یا عرصه کسب و کار به رقابت بپردازید، اما با عدم وابستگی به نتیجه نهایی در تمام مدت. وابستگی به بردن به معنای این است که ارزش باطنی شما معادل امتیازهایی است که کسب می کنید و به طور طبیعی کمبود این امتیازها بر حال و هوای روانی شما تاثیر می گذارد.

با خود مرور کنید و ببینید کدامیک از این وابستگی ها به زندگی شما راه یافته است. پس از عبور از مرز وابستگی خواهید آموخت که چگونه هوشیاری خود را به شبکه عشق الهی متصل کرده و در مقام بخشش و بارش به آسانی و بی تکاپو از موهبت زندگی و صفای باطن بهره مند شوید.

با جرح و تعدیل، از از کتاب «باور کنید تا ببینید»
نوشته وین دایر
ترجمه از محمدرضا آل یاسین
 

 

Summary
چگونه وابستگی ها ما را محدود می‌کنند؟
Article Name
چگونه وابستگی ها ما را محدود می‌کنند؟
Description
درد و رنج ما، به اشکال مختلف ظاهر می شود. چرا که وابستگی های ما به منابع خارج از وجودمان دامنه نامحدودی دارند. برای آزاد شدن باید در برابر همه وابستگی های درونی و بیرونی به پا خیزیم. اما تا زمانی که نفهمیم که چرا وابسته ایم، این مقصود امکان پذیر نخواهد بود. در اینجا به هفت مورد از عمده ترین انواع وابستگی ها و دلایلی که این وابستگی ها منجر به انواع گرفتاریها می شوند اشاره می کنیم:
Author
Publisher Name
گروه مهارت های زندگی ویدا فلاح
Publisher Logo
0 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 50 votes, average: 0٫00 out of 5 (0 رای, میانگین: 0٫00 از 5)
برای امتیاز دهی ابتدا وارد شوید
Loading...Loading...

ارسال پاسخ