احساس تهی بودن معمولاً ناشی از آن است که فرد خود را تأثیرگذار بر زندگی خود و دنیایی که در آن هست ناتوان احساس می کند شاید او به دفعات به این نتیجه رسیده که برای زندگی خود نتوانسته گام موثری بردارد و یا نظر دیگران را درباره خود تغییر دهد و یا در محیط زندگی اش تأثیر خاصی داشته باشد. یأس و احساس پوچی و بیهودگی از همین احساس ناتوانی سرچشمه می گیرد. برای او دیگر فرقی نمی کند که چه چیز و یا چه احساس و چه فکری داشته باشد. دیگر دنبال چیزی نمی رود و نسبت به امور و محیط خود بی اعتنا می ماند. بی احساسی و بی تفاوتی در وقایع زندگی یک نوع دفاع روانی در مقابله با ترسها و دلشوره های زندگی است که او را از واقعیتهای لازم برای رشدش دور نگه می دارد.
اریک فروم می گوید: آدمهای امروز دیگر تحت تأتیر قدرت دین و اخلاق زندگی نمی کنند. راهبر و راهنمایشان قدرت نامشخص و نامعینی مثل «خواست و نظر عموم و همگان» است. وقتی راهبر مردم «عموم» باشد و مردم راهنمایی در خود و از خود نداشته باشند به تدریج این راهبر و راهنما به احساس تهی بودن و وحشت و اضطراب ناشی از آن می انجامد.

چطور از احساس تهی بودن عبور کنیم؟

در ادامه بخوانید:  خلوت با خود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *