سرعت زندگی خود را کاهش دهیم

هیچ وقت زمان کافی در اختیارم نبود. زندگی ام قرار بود “بعد” آرام بگیرد، وقتی “آن” کار مهم تمام می شد. مشکل این بود که عملا “هر چیزی” را مهم می دیدم.

با کاهش سرعتم، زندگی ام تغییر کرد. هنگامی که آموختم پریشانی ها را از ذهنم بیرون کنم توانایی ام برای تمرکز بر یک چیز در یک زمان افزایش یافت. قدر زندگی را طوری دانستم که هیچ گاه پیش از آن نمی دانستم، زیرا دیدگاهی وسیع تر، جایگزین بینش محدود من شده بود.

داشتم می آموختم در لحظه زندگی کنم. به جای اینکه پیوسته زندگی ام را به تاخیر بیندازم و منتظر شوم تا همه چیز انجام شود که بعد به من خوش بگذرد، برآن شدم که از روند جاری زندگی لذت ببرم. به جای اینکه توجهم را در آن واحد در ده جهت مختلف پراکنده کنم، توانستم با اراده ی بدون تلاش تمرکزم را بر آنچه پیش رو داشتم معطوف نمایم. جهان من حیاتی دوباره به خود گرفت. چون حضور بیشتری داشتم نسبت به نیازها و گرفتاری های دیگران دلسوزی بیشتری پیدا کردم.

جنبه هایی از زندگی ام را که عادی تلقی می کردم به منابع سعادت و شادمانی تبدیل شد. توانم برای احساس رضایت از زندگی افزایش یافت. خلاصه زندگی عادی و معمولی من فوق العاده استثنایی شد. که نه تنها دیگر احساس شتاب و دستپاچگی نمی کردم، می توانستم کارهای بیشتری را در زمانی اندک انجام دهم. افکار غیر عاقلانه و نگرانی ها کمتر حواسم را پرت می کرد.

شروع به نگارش کردم، زیرا این کار نیاز به صبر و بردباری زیاد دارد. پیش از این مانند ماشین مسابقه بودم که از خط سبقت حرکت می کرد و هیچ وقت به مناظر اطرافم نگاه نمی کردم یا حتی متوجه ی آن نبودم، ولی حالا حالت اتومبیلی را داشتم که در جاده ی خارج شهر به آرامی می خرامد و در حالی که به سوی مقصد می رود چشم انداز ها را می بیند.

همه چیز واضح تر و زندگی آسانتر شد. طی سالها کشف کرده ام، زندگی با گامهایی آهسته تر و قابل کنترل تر، گامهایی که به شما اجازه دهند ضمن انکه به اهداف و کمال مطلوب خود برسید از هر قدم این راه نیز لذت ببرید و قدر آن را بدانید، نه تنها امکانپذیر است بلکه در واقع کاملا ضروری است.

اغلب به نظر می رسد زندگی های ما کاملا انباشته است. روزهایمان را با فعالیت ها، با این فکر که هریک از آنها بسیار مهم و کاملا ضروری است، پر می کنیم. واقعا برای هر دقیقه ی روزمان برنامه می گذاریم. می گوییم وقت آزاد می خواهیم ، اما تعداد کمی از ما می توانیم حتی برای یک لحظه آرام بنشینیم.

مثل کامپیوترها ، در چند کاره بودن، ماهر می شویم و با تردستی سه یا چهار کار را در آن واحد انجام می دهیم. به جای آنکه سریع تر به هدف هایمان برسیم هدف های بیشتری ایجاد می کنیم که دائما برای سریع تر رسیدن به آنها به خود فشار می آوریم. کی قرار است از زندگی لذت ببریم؟

احساس شتاب داشتن تمام زندگی ما را اشباع می کند. موفقیت خود را در زندگی بر اساس میزان کارایی و توانایی مان برای ماندن در راس همه ی اینها ارزیابی می کنیم. سلامت اقتصادیمان را بر مبنای افزایش تولید خود ارزیابی می کنیم خیلی از ما ناخودآگاه ذهنیت “تحت فشار بودن” را به کودکان خود القا می کنیم.

وقتی سرعت خود را متناسب با زندگی کاهش دهید، تفکرتان از جهان تغییر می کند. زندگی سالم تر و آسان تر می گردد. در واقع بیشتر آنچه قبلا تصور می کردید اساسی است، غیر ضروری است و می تواند به تعویق بیفتد. زندگی کردن متناسب با سرعت زندگی به ما کمک می کند الویت ها را در زندگی به طریقی موثرتر و پر نشاط تر تنظیم کنیم. به جای آنکه منتظر شویم وقتی همه چیز بالاخره انجام شد ( که هیچ وقت نمی شود) از زندگی لذت ببریم، می توانیم بیاموزیم از طی کردن آن لذت ببریم، نه انکه صرفا چشم به مقصد نهایی داشته باشیم.

سرعت خود از درون به بیرون را متناسب با زندگی کاهش دهید. این تغییر، نتیجه ی عاقلانه تر زیستن در جهان است نه سازماندهی مجدد و سطحی امور بیرونی زندگی تان. کشف خواهید کرد چگونه کیفیت زندگیتان از درون خلق شده است، نه آنکه به دست نیروهای خارجی تحمیل شده باشد.

زندگی در لحظه حال

البته بعد از اینکه آموختید در وضعیت ذهنی آرام تر زندگی کنید، شاید بتوانید بخوبی تصمیم بگیرید. بعضی تغییرات را در سبک زندگیتان ایجاد کنید. مادران خانه دار می آموزند که با کودکانشان آرام رفتار کنند.

پیش از پذیرش مشتاقانه ی این اصول، دنیای درونی ما (تفکرات و احساسات ما) سرشار از اضطراب و نگرانی، فشارها و احساس سراسیمگی ناشی از مشکلات هر روزه ی زندگی بود. پذیرفته بودیم که اگر فقط قدری سخت تر، تندتر، یا کمی موثرتر کار می کردیم، در این بازی قدری پیشی می گرفتیم و زمانی برای استراحت پیدا می کردیم.

با انتظاری دائمی برای انتهای روز، برای انتهای روز، آخر هفته ایی که پیش رو داشتیم و تعطیلات بعدی زندگی می کردیم. درباره ی زمان خیالی آرامش در آینده، خیالبافی هایی می کردیم که تقریبا هیچ وقت تحقق نمی یافت.

برداشت درونی ما از تنش نتیجه ی شرایط زندگی های آژار دهنده مان نیست، بلکه نتیجه ی روش معمول زندگی ما می باشد. آموختیم که می توانیم دنیای درونی خود، احساسات، درجات تنش، و حتی سرعت زندگی مان، را با بهره گیری از یک روش تفکر که زندگی را آسانتر، ساده تر و بسیار لذت بخش تر می سازد تغییر دهیم.

از سرعت خود بکاهید و از هر لحظه لذت ببرد.

کاهش سرعت مستلزم تغییراتی عمده در سبک زندگی نیست.

برخلاف تصور معمول، هنگامی که سرعت خود را متناسب با زندگی کاهش دهید بازدهی شما واقعا افزایش خواهد یافت.

عادات، طرز برخوردها، رفتارها و حالات سایر مردم نباید کیفیت روز شما یا سرعت زندگیتان را تحت تاثیر قرار دهد.

حتی اگر اطرافیان یا برنامه های کاری پر از شتابزدگی یا عصبی کننده باشند، در میان طوفان آنها می توانید آرام باقی بمانید.

لحظات معمولی می توانند خارق العاده شوند.

حتی جدی ترین شرایط زندگی و وقایع نباید اینقدر جدی گرفته شوند. کمال آمادگی و تدارک بذای آینده این است که کاملا در لحظه ی حال زندگی کنید.

احساس کاهش سرعت امری کیفی است که از درون به بیرون می آید و راهی است برای هماهنگی با زندگی که از درکی تازه نشات می گیرد.

هنگام کودکی سرشار از زندگی بودیم، اکثر کودکان عموما بدون تنش و سرشار از حیرت و کنجکاوی هستند . اغلب آنان مقادیر زیادی انرژی دارند، عاشقان بدون قید و شرط هستند و به نظر می رسد که نرژی بی پایانی دارند.

حالا هم که بزرگ شده ایم شیوه ی اجتماعی شدن ما مطابق با روش های مشغولیت فرهنگ غرب است، و خیلی از ما جدی، اهل تجزیه و تحلیل، تحت فشار ، افسرده و فاقد تخیل گشته ایم.

به مرور که بزرگتر می شویم این تنزل با گرایش ما به استفاده از حافظه و تفکر تحلیلی افزایش، و خلاقیت و تفکر در لحظه بودن ما کاهش می یابد.

سلامت ذهن را نمی شود آموخت . فقط مجددا بیدار می شود. مثل سیستم دفاعی بدن است که در زیر فشار عدم تغذیه یا عدم ورزیدگی ضعیف می شود. سلامت ذهن ما حقیقتا جایی نمی رود، مثل خورشید در پس ابر است. می تواند موقتا از دید پنهان باشد. سلامت ذهن بذری است شامل عزت نفس، اعتماد به خود و توانایی اعتقاد به عقل سلیم. سلامت ذهن منشا خلاقیت برای حل مشکلات است. صبری نسبت به خود و دیگران به ما می دهد و به ما اجازه می دهد زیبایی اطرافمان را در طبیعت، فرهنگ و جریان زندگی روزانه که در هر لحظه ما را احاطه کرده است ببینیم.

گرچه سلامت ذهن علاج قطعی زندگی ماست، چیزی نیست جز امری عادی. اگر در مورد زندگیتان تعمق کنیدمتوجه خواهید شد که برای راهنمایی شما در اتخاذ تصمیمیات دشوار حضور داشته است.

شش دلیل حیاتی بودن کاهش سرعت متناسب با زندگی:

  • کاهش تنش
  • بازیابی سلامت بدن
  • برقراری روابطی صمیمیانه تر، مهربانانه تر و همراه با حضوری موثرتر.
  • آگاهی حسی شدیدو لذت بردن از زیبایی های طبیعی اطراف ما.
  • داشتن آرامش ذهنی بیشتر.
  • افزایش شگرف توانایی برای پربار و خلاق بودن و متمرکز ماندن.
  • سلامت ذهن ما با الات و افکارمان نوسان دارد، به مرور که بالغ می شویم، به سلامت ذهنی زندگی خود پی می بریم.

نقطه ی ورود به کارکرد سالم روانی، زندگی در لحظه است، ولی بودن در لحظه واقعا چه معنایی دارد؟ همه ی ما زندگی در لحظه را بارها از سر گذرانده ایم. طی بحران، هنگام عاشق شدن، هنگام دوش گرفتن، و …. در اثنای این لحظات، به نظر می آید که زمان متوقف شده است و وز وز تفکرات شخصی ما در زمانی کوتاه فروکش می کند. زندگی را آنطور که هست می بینیم، زیرا سرعت خود را متناسب با زندگی کاهش داده ایم. این لحظات کمیاب دارای این توانایی هستند که تنش ما را کاهش دهند.و ما را سرشار از شادمانی و الهام کنند.

پاکسازی ذهن از افکار منفی و ناخودآگاه

روند زندگی ما با شیوه ی تفکر ما ارتباط مستقیم دارد. روند افکارتان می تواند سالم یا نا سالم باشد. دانستن تفاوت بین تفکر سالم و ناسالم یکی از مهمترین بصیرت هایی است که می توانید در مورد سلامت ذهن کسب کنید.

تفکر ما می تواند همیشه واقعیتی را خلق کند که حس می کنیم مثلا هنگامی که زندگی را پر از خواسته ها می نگریم و احساس سراسیمگی می کنیم. وقتی بی حوصله ایم، افکاری بی صبرانه داریم. و چون باور داریم که شرایط بیرونی احساسات ما را خلق می کند، سعی می کنیم که سلامت ذهن خود را به کمک تغییر آن شرایط از بیرون به درون، خوردن آرامبخش برای آرام گرفتن، از کوره در رفتن، و….. دوباره به دست می آوریم.

چگونگی تفکر ما تنها تعیین کننده ی برداشت ماست. خوب است که از یک لحظه ی کمیاب و بی عجله لذت ببری.

فکر و ادراک ما همیشه تعیین کننده ی پاسخ ماست. ما نمی گوئیم که تفکر حائل بین ما و زندگی است بلکه می گوئیم که فکر همانا زندگی است. عاطفه تفکر است. احساس تفکر است. ادراک تفکر است. بدون تفکر برداشتی در کار نخواهد بود.

شاید مشکل شما در حقیقت به توجهتان نیاز داشته باشد. اما بدون فکر کردن راجع به آن، آن را جدی نخواهید گرفت.

دوره غیرحضوری به سوی ذهن آگاهی

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *