سوال: من یک بار عقد کردم و عقدم بهم خورد و شناسنامه ی سفید گرفتم، خواستم بپرسم این موضوع را چه موقع چه طوری با کسی که وارد رابطه ی آشنایی می شوم بیان کنم؟ اصلا باید بگویم یا نه؟ بگویم در حد نامزدی بوده و بهم خورده؟ چه مدت بعد از آشنایی و در جلسه ی چندم بیان کنم؟

پاسخ: گاهی اوقات پیش می آید که شما یک ازدواج نا موفق دارید، چون در جامعه ی ما دوره ی نامزدی، ارتباط و معاشرت در دوره ی نامزدی تا حدی برای خانواده نا خوشایند است و فکر می کنند که چطور دختر با پسری که محرمش نبوده معاشرت داشته؟ خیلی ها عقد می کنند و این خطبه ی محرمیت در شناسنامه اثر بر جا می گذارد، در دوره ایی که با هم صمیمی می شوند افشاگری، معرفی خود بیشتر اتفاق می افتد و ممکن است طرفین اطلاعاتی را بدست بیاورد که متوجه شود همسر فعلی آن کسی که فکر می کرده نیست و مشکلات جدی دارد و در اینجا تصمیم بگیرد که رابطه را تمام کند.

رابطه تمام میشود بدون اینکه به نوعی با هم رابطه ایی داشته باشند، رابطه ی جدی، دختر و پسر تصمیم می گیرند که شناسنامه را پاک کنند و شناسنامه را سفید کنند.

مشکل این است که اگر ازدواج بعدی یا رابطه ی بعدی پیش آمد دو نفر بیشتر با هم آشنا شوند، ویژگی های مختلف هم را بشناسند.

در دوره ایی که آشنا می شوید ارزیابی کنید فرد مقابل شما تا چه حد آدم بالغی است. چقدر طاقت دارد واقعیت های شما، واقعیت های زندگی شما را بشنود حتی اگر خلاف انتظارش باشد. صادقانه با او مطرح کند، نیازی نیست در جمع مطرح شود، به خود او در خلوت بگوئید، بیان کنید که چنین برنامه ایی بوده و به این دلیل جدا شدیم و در رابطه هم که بودیم رابطه ی جدی نداشتیم.

در ادامه بخوانید:  بی توجهی دوستان

دو حالت دارد: ۱) یا طرف مقابل حالش خیلی بد می شود و بز خورد منفی می دهد و نمی پذیرد. خود این موضوع نشان می دهد که فرد مقابل تعصب زیادی دارد و پذیرشش نسبت به بسیاری از واقعیت های زندگی حتی در آینده هم می تواند خیلی کم باشد، پس این خود یک معیار خوب برای انتخاب است.

۲) حالت دوم این است که خوشحال می شود، تشکر می کند که واقعیت را گفتید و بعد از ازدواج از دهان کس دیگری نمی شنود.

گفتن شما خیلی کمک می کند و این را بدانید که اگر فرد مقابل شما واقعا بالغ باشد حتی زیاد سرچ نمی کند، کنکاش نمی کند، بی قرار نمی شود، هر بار که به شما می رسد دوست ندارد درباره ی آن عقد و ازدواج نا موفق سوالی بپرسد، وسواس فکری هم ندارد.

اگر غیر از این باشد ترمز خو را بگیرید و برای انتخاب این فرد با تامل بیشتری جلو بروید، چون به نظر می آید پذیرش بعضی از واقعیت ها برای این آدم سخت و دشوار است.

اینکه چکونه بگوئید و چه هنگام بگوئید سخت است، از یک مشاور کمک بگیرید و اینکه خود شما چقدر این گذشته را با احترام می پذیرید، اگر خودتان این واقعیت را به عنوان یک لکه ی تاریک در زندگی قلمداد می کنید و از وجودش خجالت می کشید انتظار نداشته باشید فردی که وارد زندگیتان میشود با احترام و روی خوش این واقعه را بپذیرد.

ابتدا خودتان بپذیرید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *